شبیه روح جنگل سبز عمق باورت سرسبز
غزلخوانی کن ای شاعرترینم !حنجرت سرسبز
تو شاید رد شدی از آن بهشت گم شده روزی
که عطر سیب داری وشده سرتاسرت سرسبز
نگاهت ابری و دستت دعاگوی ودلت عاشق
تو کشتی اینچنین من را تنت سالم سرت سرسبز !
بکُش آ بی ترینت را تو خورشیدی ومن دریا
ورنگین کن غروبم را برایم خنجرت سرسبز
کویر تشنه از آبی بی پایان چه میخواهد؟
ببار ای اسمان عاطفه چشم ترت سرسبز
غروبی آمدی از سمت سرخ اتش خورشید
همیشه جاودان ققنوس من بال و پرت سرسبز


